تبلیغات
→ حتی 1% ← - حکایت من...
→ حتی 1% ←

حکایت من حکایت کسی بود که 

دریا را دوست داشت اما قایق نداشت

سفر را دوست داشت اما همسفر نداشت

حکایت کسی بود که زخم داشت اما ننالید

گریه کرد اما اشک نریخت

حکایت من حکایت کسی بود که

پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه

صدا ها را بشنود...



کم کم یاد خواهم گرفت با آدم ها همانگونه باشم که

هستند همانقدر

خوب / گرم / صمیمی

و گاهی...

همانقدر

بد / سرد / تلخ  




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 :: توسط : kiana



اﯾﻨﻢ ﺑﯿﻮﮔﺮﺍﻓﯽ ﺑﻨﺪﻩ :
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ...

ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ...

ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ ...

ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ...

ﺑﺎ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ ...

ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﻡ ...

ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...

ﺑﻌﻀﯽ ﺷﺒﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ...

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﻤﺮﺩﻡ ﻭ ...
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
ازچه آدمایی متنفری ؟










آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو
ابزار پرش به بالا
P align=center

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید